تبلیغات
آنكه شد هم بی خبر هم بی اثر از میان جمله او دارد خبر.... - سوال3‏




سوال3:‏
آیا طراحی شهری معطوف به فرم فضا است؟ یا ارتباطات فرهنگی ، اجتماعی و..را هم ملفوظ می دارد؟

هدف طراحی شهری در نهایت نظم دهی ترکیب فضایی- کالبدی ساختاری فضایی شهر و فعالیت ها و ‏عناصر ساختاری آن مرکب از دو عنصر توده و فضا آن هم به تدریج و به صورت سه بعدی است. پیداست ‏که نظم دهی عوامل و عناصر کالبدی در طول زمان صورت می گیرد و با نیروهای تصمیم گیرنده، بودجه، ‏مردم و مانند آن ارتباط دارد.‏

ارتباط اساسی ترین مفهومی است که در تمام اصول و قواعد جریان دارد. شاید مهم ترین اصلی که طراح ‏شهری باید معنی و مفهوم آن را خوب درک کند و مهارت به کارگیری آن را در عمل پیدا کند، همین ‏اصل ارتباط است. در تبیین مفاهیم و اصولی مانند: نظم، هماهنگی یا ریتم همواره مفهوم ارتباط به کار ‏گرفته می شود. لذا این خصوصیت جنبه مشترک میان مفاهیم پیدا می کند.‏
فهم معنی ارتباط مستلزم پی بردن به برخی مفاهیم دیگر است، مانند: جزء، کل، پیوند و تأثیر متقابل. ‏مفهوم تأثیر متقابل میان اجزاء (‏Parts‏ )، متضمن درجه ای از پیوند (‏Association‏ ) است. به صورتی ‏که تأثیر متقابل با مفهوم جمعِ اجزاء یا اتصال و پیوند اجزاء معنی می یابد. از سویی تأثیر متقابل متضمن ‏رؤیت و مشاهده اجزاء است، اما نه به صورت منفرد که در جریانی منسجم. در این جریان، اجزاء می توانند ‏مورد مقایسه قرار گیرند یا با تفاوتی که دارند ممکن است در تقابل و تضاد باشند. نکته اینکه وقتی سخن ‏از اجزاء (چیزی) به میان می آوریم نظر به پیوندی با یک کل (‏Whole‏ ) داریم، پیوند در دستگاهی نظم ‏داده شده است. لذا ارتباط در درجه اول تشخیص ویژگی ها و خصوصیات اجزاء و عناصر را مورد نظر قرار ‏می دهد و اینکه آیا این اجزاء و عناصر را مورد نظر قرار می دهد و اینکه آیا این اجزاء و عناصر به ‏مجموعه ای تعلق دارند یا نه. دوم اینکه ارتباط با فاصله میان اجزاء سر و کار دارد، فاصله ای مجرد، ذهنی، ‏ریاضی، معنایی (‏Semantic‏ ) یا فیزیکی (به معنای اقلیدسی کلمه). نظام ارتباط از سویی جنبه حرکت ‏را در بر می گیرد، حرکت از چیزی به چیزی، از جایی به جایی.‏

در واقع باید صورتی از تناوب و رفت و برگشت در یک دستگاه برقرار باشد تا ارتباط معنی پیدا کند. در ‏مواردی ارتباط مفهوم نظم دهی (‏Ordering‏ ) را شامل می شود. برای مثال چند عنصر در سلسله ‏مراتبی با هم مرتبط می شوند که این خود صورتی از نظم است. یا اینکه در دستگاه واجد ارتباط، عنصری ‏فرع بر عنصر دیگر قرار می گیرد. برخی مفاهیم مانند سلسله مراتب یا توالی با اینکه شواهد ریاضی دارند، ‏اما در اصل دارای کیفیت معنایی می باشند، هر چند باز در نهایت درک مفهوم به صورت فضایی میسر می ‏شود، چون ریشه زبانی معانی و مفاهیمی که از آن سخن رفت، خود در درک و بیان فضایی نهفته است.‏
در نیمه قرن بیستم بحث ارتباط به صورتی خلاق در اثر گوردن کالن (‏Gordon Cullen‏ ) طراح شهری ‏نامدار جهان مطرح شده است. کالن در مقدمه کتاب منظر شهری به بحث درباره هنر ارتباط (‏Art of ‎Relationship‏) می پردازد. به گفته او آمیختگی عناصر و اجزایی مانند بنا و آب و درخت و طبیعت و ‏ترافیک و تبلیغات شهری محصولی ایجاد می کند که تسلط بر طراحی مطلوب چنین مجموعه ای تنها در ‏حوزه فعالیت معمار نیست. از طرفی کالن عقیده دارد اگرچه تخصص های علمی مانند جمعیت شناسی، ‏جامعه شناسی، مهندسی فنی، ترافیک در درک عوامل بی شمار شکل دهنده شهر موثراند، اما آن ‏آمیختگی مطلوب و ترکیب هماهنگ عناصر و اجزاء با تحقیق علمی حاصل نمی شود.‏
هر چند ممکن است کار تمام این تخصص ها درست و معقول صورت گیرد، اما اگر به هنر ارتباط و ارزش ‏های بصری عنایت نشود، محصول (شکل شهر) یکنواخت و خسته کننده خواهد بود. به نظر کالن ما طبعاً ‏راه حلهای علمی را می پذیریم اما نباید کاملاً در قید و بند آنها بمانیم. جزیی از ترکیب درهم تنیده مرکز ‏محله کوشکنو در شهر یزد که نشان دهنده ارتباط فضایی میان عناصر مرکز محله به ویژه عنصر مرکزی ‏‏(حسینیه) و گذرهای اصلی است.‏

ارتباط ممکن است از نظر تقابل فضاها باشد، یا تفاوت آنها بر حسب تناسب و ترکیب و مصالح و مانند آن. ‏در هر حال گیرایی و کشش بصری با حرکت از فضایی به فضای دیگر افزایش می یابد. برای برقرار نمودن ‏حداقل ارتباط در مجموعه مرکز شهر و اجزاء آن در وهله اول به دو راه عملی که جنبه های فرهنگی- ‏اجتماعی و نیز زیباشناسی دارد، می توان نظر داشت:‏

‏    ایجاد فضاهای شهر در مقیاس های مختلف در وسعت شهر و محلات شهر: پیداست که مقصود از فضای ‏شهری عنصری است لاینفک از ساختار فضایی شهر و از دو جزء اصلی میدان و خیابان تشکیل می شود. ‏این فضا ترکیبی است از فعالیت ها و بناهای مختلف فرهنگی، اجتماعی، تجاری، اداری و مانند آن که به ‏صورتی آراسته، هماهنگ، واجد نظم و بالطبع با ارزش های بصری شکل گرفته باشد.‏
‏    ایجاد ارتباط میان فعالیت ها و بدنه خیابان ها به کمک اصول و قواعد یا راهنمای طراحی شهری : این ‏نکته در خور توجه است که هر بنایی در خیابان تنها یک اثر معماری محسوب نمی شود، بلکه به منزله ‏جزیی (بنایی) از کل (مجموعه بناهای محدوده قابل تعریفی از یک خیابان) در نظر گرفته می شود. لذا ‏ممکن است یک بنا فی نفسه واجد ارزش معماری نباشد، اما با قرار گرفتن در کلی هماهنگ ارزش ارتباط ‏اشکال را پیدا کند.‏



تاریخ : دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1394 | 11:00 بعد از ظهر | نویسنده : پویان | نظرات